الشيخ محمد علي الگرامي

216

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )

آيا زندگى امروزى راهى براى تأثير شوهر و زن در جمع ورثه متقاضى عفو يا قصاص نيست ؟ در حالى كه عمده مسايل زندگى بر دوش مرد و زن است . يا تبصره 2 ماده 295 كه مقرر مىدارد : " در صورتى كه شخصى كسى را به اعتقاد قصاص يا به اعتقاد مهدور الدم بودن بكشد و اين امر بر دادگاه ثابت شود و بعداً معلوم گردد كه مقتول مورد قصاص و يا مهدور الدم نبوده است قتل به منزله خطاء شبه عمد است و اگر ادعاى خود را در مورد مهدور الدم بودن مقتول به اثبات برساند قصاص و ديه از او ساقط است . " اين ، تبصره‌اى است كه باعث شد قتلهايى در كرمان به وقوع بپيوندد و مدتها اين شهر را در التهاب عدم امنيت فرو ببرد و حال كه قاتلين دستگير شده‌اند مدعى مىباشند كه فلان روحانى در فلان مسجد در فلان ماه سخنرانى كرده و از مهدور الدم بودن بعضى از افراد به اعتبار گناهى كه كرده‌اند ياد كرده است و ما نوار را گوش داديم و اين قتلها را انجام داديم و باور داشتيم كه مهدور الدم مىباشند . به راستى وقت آن نرسيده است كه گروهى از حقوقدانان و علماء حوزه به اتفاق بنشينند و ريشه اين قواعد و قوانين را از متن اسلام استخراج كنند و سپس مجتهد عادل و صاحب فتوا كه اختيار " اجتهاد " دارد براى برون رفت از اشكالات عديده‌اى كه اين دستورات براى جامعه اسلامى ايجاد كرده است از اختيارات خود استفاده كند و با تكيه بر تعاليم و دستورات ثانوى اسلام و در نظر گرفتن صلاح و صرفه مسلمين در دنيايى كه به نوعى جنگهاى صليبى - نه در ميدان جنگ كه در دنياى زندگى و تطبيق نوع زندگى ساير اديان - با